Featured blog image
جبار باغچه‌بان، مردی که برای همیشه در تاریخ ایران‌زمین ماندگار شد

به بهانه گرامیداشت یکصدوچهل‌ویکمین سالروز تولدِ بنیان‌گذار اولین مدرسۀ استثنائی در تبریز و ایران

نگاهی به اسناد و مدارک شکل گیری آموزش و پرورش نوین در ایران نشان می‌دهد که اولین‌های شکل گیری مدارس اطفال یا به زبان امروزی کودکستان و همچنین مدارس ناشنوایان و حتی مدارس به سبک امروزی، یکصد و سی سال پیش در شهر هنرخیز تبریز شکل گرفته، نهادینه شده و به عنوان اولین‌های آموزش و فرهنگ در سایر نقاط کشور رواج یافته است.

در اسناد دایرة‌المعارف اسلامی می‌خوانیم؛

شوشانیک خانازاد(یان) نیز که زاده تفلیس بود، در سال ١٢٨٣ ه. ش به ایران آمد و پس از چندی در شهر تبریز کودکستانی بنیان نهاد. باغچه‌بان از پیشگامان آموزش پیش ‌از دبستان در یادنگارهای خود در سال ١٣٠٢ه.ش به گفت‌وگوی خود با رئیس فرهنگ آذربایجان به کودکستان خانازاد(یان) اشاره می‌کند و می‌نویسد: «… آقای فیوضات، رئیس وقت فرهنگ آذربایجان، از من پرسیدند که آیا درست است که در ممالک مترقی برای تربیت خردسالان سه‌چهارساله بنگاه‌هایی وجود دارد. من شنیده بودم که در پایتخت روسیه چنین بنگاه‌هایی وجود دارد ولی به چشم خود ندیده بودم. ایشان گفتند که ارمنی‌ها در تبریز چنین مؤسسه‌ای دارند و اضافه کردند که می‌خواهند بنگاه مشابهی تأسیس کنند و اینکه آیا من می‌توانم ادارۀ آن را به عهده بگیرم. به ایشان اطمینان دادم که اگر آن را تأسیس کنند ایشان نادم و من شرمنده نخواهیم شد.

از سوی دیگر اولین تلاش‌ها در زمینه آموزش و پرورش استثنایی در حدود یک صد سال قبل در تبریز آغاز شده است، نخستین فعالیت‌ها در بخش آموزش و پرورش کودکان با آسیب دیدگی بینایی از سال ۱۲۹۹ ه.ش توسط شخصی به نام «ارنست کریستوفل» اهل کشور آلمان در شهر تبریز با جذب ۵ دانش‌آموز آغاز شد. این در حالی است که آموزش و پرورش کودکان کم‌توان ذهنی یا استثنائی به شکل آموزشگاهی ۳۰ سال بعد از تبریز در سال ۱۳۲۹ ه.ش در تهران به صورت داوطلبانه و با هزینۀ والدین دانش آموزان کم توان ذهنی آغاز شده است. بررسی این اولین‌های آموزش و فرهنگ در ایران آن هم در شهر پرافتخارمان، تبریز، مجال بیشتری می‌طلبد که ان‌شاءلله در مناسبت‌های مختلف به آنها خواهم پرداخت.

اما به مناسبت ۱۹ اردیبهشت، زادروز جبار باغچه‌بان، در سال ۱۲۶۴ه. ش در یک خانوادۀ ترک تبار آذربایجانی در ایروان سخن زیاد است ولی باید گفت؛ شادروان ابوالقاسم فیوضات وقتی رئيس فرهنگ و معارف آذربایجان بود به گسترش مدارس و مکتب‌خانه‌های رسمی اطفال در تبریز همت زیادی گذاشت. در آخر دوره قاجار، فیوضات معتقد بود که راه نجات ایران از خرافات و جهالت و عقب ماندگی آموزش، و تعلیم و تربیت خردسالان و نوباوه‌گان است. وی تعریف نبوغ و هنر «جبار عسگر اوغلی» ۱۲۶۴-۱۳۴۵ه.ش که بعدها شهرت باغچه‌بان نام گرفت را در ایروان شنیده بود. لذا در ۳۴ سالگی وی را به تبریز دعوت کرد و جلسات متعددی با جبار داشت و از وی خواست اندوخته‌های خود در تزار و اقمارش را در حوزه آموزش در تبریز نیز اجرا کند. باغچه‌بان در مرند و تبریز / اوشاقلار باغچه سی را راه انداخت و در سال ۱۳۰۲ ه.ش باغچه اطفال را در تبریز شکل داد و بعد با جذب چند نفر ناشنوا اولین کودکستان ناشنوایان ایران را راه انداخت.

پدر جبار، حاج رضا، متولد تبریز و بزرگ شده قفقاز، خود معمار و مجسمه‌ساز ماهری بود و از فرهنگ مردمان ترک در جنوب و شمال قفقاز و در این سو و آنسوی ارس اطلاعات زیادی داشت. مادربزرگ جبار، هم بنفشه خانم نام داشت و شعر و داستان‌های شفاهی و ادبیات عامه و فولکلور که سینه به سینه از نیاکان رسیده را به کودکان نقل می‌کرد و جبار هم از این داشته‌های والدین بهره‌ها برده و با کسب تجارب و اندوخته‌های جدید در سرزمین‌هایی که روزگاری در محدوده جغرافیای فرهنگی ایران بزرگ بود به نوشتن مطالبی در نشریات (ملا نهیب و ملاباشی) مبادرت می‌کرد و در اپرای ایروان دوره‌های نمایش و تئاتر را می‌گذراند.

ترکی آذربایجانی که زبان مادری‌اش بود همچنین روسی و ارمنی را هم یاد گرفته و داشته‌های فرهنگی خود را با داشته‌های سرزمین پهناور روس که از غارت و الحاق سرزمین‌های دور و نزدیک ملل آسیایی و اروپایی شکل گرفته بود ممزوج می‌کرد و در سن پختگی با مهاجرت از ایروان به تبریز در صدد ادای دین به فرزندان زادگاه آبا و اجدادی خود درآمده بود. جبار با تأسیس کودکستان ناشنوایان در سال ۱۳۰۳ ه.ش در تبریز دست به کار بزرگی زد. وی با کمک ادبیات غنی زبان و ادبیات ترکی با ایما و اشاره به ارتقا حواس پنجگانه کودکانی برمی‌خاست تا آنها خوب بفهمند/ درک کنند/ بشنوند/ و ادا و اطوار نمایشی جبار در این میان کودکان را برای یادگیری و زبان‌گشایی و بیان مقصود با ایما و اشاره و دست و سر و ابرو راه می‌انداخت.

جبار وسایل کار دستی و اسباب‌بازی را با استفاده از ابزار آلات ساده برای بهره‌گیری در آموزش ناشنوایان می‌ساخت و ابتکارات زیادی را از خود داشت. به نوشتن داستان‌های ساده و کوتاه به زبان ترکی و کشیدن نقاشی با الهام از محیط و طبیعت و استفاده از بیان و زبان شفاهی برای آموزش بیشتر تلاش می‌کرد.

باغچه‌بان/ ابوالقاسم فیوضات و حاج ذکا دیباج

بزرگان معارف وقت تبریز هدف از راه اندازی کودکستان برای کودکان عادی و کر و لال را پرورش توانایی‌های گوش دادن، سخن گفتن، مشاهده کردن، اندازه گرفتن، پرورش حس همکاری و نوع‌دوستی و جمعی کارکردن و به‌طور کلی آماده کردن کودکان برای زندگی و رفتن به مقاطع بالاتر چه‌ها در سر نداشتند قبل از اینکه ژان کازینو مردم‌شناس و ارتباط دان فرانسه این یافته‌ها را در دانشگاه سوربن به رشته تحریر در آورد.

این بزرگان معارف، همچون خواجه نصیرالدین طوسی که آن هم در شهر تاریخی مراغه نبوغش را بروز داد معتقد بودند باید یقه کودک را از همان پا گرفتن در دست گرفت، تعلیم داد و آموزش و مهارت پذیری و کار و تلاش و فرهنگ و هنر را در آنان نهادینه کرد تا از مشکلات زندگی و جامعه نهراسند و راه گریز پیش نگیرند و تدبیر و چاره اندیشی برای خود و جامعه خویش را پیش گیرند و رفاه و بهتر زیستن را در آینده برای خود و همنوعان شکل دهند. همان مرامی که امروز پایه و فلسفه آموزش و پرورش ملل توسعه یافته حساب می‌شود.

وقتی ابوالقاسم فیوضات را به تهران بردند‌ و رئیس فرهنگ و معارف پایتخت در زمان پهلوی اول کردند، باغچه‌بان هم به تهران رفت و کارهای مدرسه اطفال و ناشنوایان را در تهران نیز دنبال کرد و ابتکارات خود را تکمیل و در سالهای بعد جمعیت حمایت از کودکان کر و لال را شکل داد. مجلات کودکان منتشر کرد و کتابها و جزوات به زبان ترکی نوشته‌شدۀ باغچه‌های اطفال تبریز را به زبان فارسی ترجمه و تکمیل کرد.

رباعیات خیام را به زبان ترکی به نظم کشید با وزارت آموزش و پرورش وقت، نقشه راه ایجاد کودکستان و مدارس استثنائی را در سراسر ایران کشیدند‌ و اجرا کردند.

این مرد بزرگ فرهنگ و آموزش ایران در سال ۱۳۴۵در تهران دار فانی را وداع کرد و در محلۀ چشمۀ علی شهر ری به خاک سپرده شد که متاسفانه مزار وی نیز تعریف چندانی ندارد و هم‌اکنون صدها مکان آموزشی، فرهنگی و عمومی در تمامی شهر‌ها و روستاها به نام باغچه‌بان نام‌گذاری شده و جا دارد شهردار کاردان و شورای شهر نسبت به نام‌گذاری یکی از مراکز عمومی شهر تبریز به نام باغچه‌بان را در سر لوحۀ کاری خود قرار دهد.

متاسفانه فرمانداری تهران در تیر ۱۴۰۰ مصوبه شورای شهر مبنی بر نامگذاری یکی از خیابانهای فرعی تهران را بنام جبار باغچه‌بان همچون خیابانی به نام صمد بهرنگی به دلایل واهی نپذیرفت که با اعتراض بخشی از جامعۀ فرهنگی، هنری و آموزشی کشور مواجه شد که خود حدیث مفصل دارد.

جبار باغچه‌بان همچون میرزا حسن رشدیه اولین‌های کودکستان و دبستان و مدرسه را به سبک امروزی در تبریز تاسیس و راه انداختند و بر تعلیم و تربیت کودکان سرزمین مادری خود همت گماشتند و بذر اگاهی و بیداری ملت را پاشیدند. مردان بزرگ دیروز تبریز سکاندار و سهامدار فرهنگ و آموزش و هنر ایران‌زمین‌اند، آنان در حافظه ملت ما نامی نیکو و بزرگ دارند و همیشه با احترام از آنها یاد می‌شود و به قول نیما یوشیج چه زیبا گفت:

یاد بعضی نفرات

روشنَم می‌دارد:

اعتصام یوسف،

حسن رشدیه.

قوّتم می‌بخشد

ره می‌اندازد

و اجاقِ کهنِ سردِ سَرایم

گرم می‌آید از گرمیِ عالی دَمِشان.

نام بعضی نفرات

رزقِ روحم شده است.

وقت هر دلتنگی

سویشان دارم دست

جرئتم می‌بخشد

روشنم می‌دارد.


به قلم محمد فرج پور باسمنجی

گزارش تصویری (5 تصویر)
Thumbnail 1 Thumbnail 2 Thumbnail 3 Thumbnail 4 Thumbnail 5
محمدرضا عیوضی

نویسنده:
محمدرضا عیوضی

نظرات (0)

ثبت پاسخ برای این نظر
CAPTCHA
لطفا کد امنیتی در تصویر را وارد کنید.
نظر شما درمورد این مطلب
CAPTCHA
لطفا کد امنیتی در تصویر را وارد کنید.