نویسنده:
فرشاد رشدی ملکی
سه شنبه، 14 بهمن 1404، ساعت 10:38
|
0 نظر
|
10 بازدید
در این مقاله، نویسنده با نیمنگاهی به ریشه اقتصادی اعتراضات شهری دیماه 1404، سیاستهای تعدیل ساختاری در ایران را مورد تحلیل قرار داده است
شوکدرمانی، محور «دکترین گذار در اجماع واشنگتن» بوده است. در ظاهر، این یک بستۀ جامع از سیاستها بود که باید در یک مرحله اجرا میشد تا اقتصاد برنامهریزیشده را به یکباره به اقتصاد بازار تبدیل کند: آزادسازی همۀ قیمتها در قالب یک انفجار بزرگ، خصوصیسازی، آزادسازی تجارت، تثبیت در قالب سیاستهای پولی و مالی سختگیرانه، کاهش نقش دولت، کاهش ارزش پول ملی، حذف یارانهها، کاهش کارگران و کارمندان از طریق اخراجهای داوطلبانه یا اجباری، افزایش نرخ بهره، کاهش موثر بودجه دولت و اعمال سیاستهای انقباضی و...
به طور گستردهتر، از نظر نئولیبرالهایی چون هایک و فریدمن، دخالت دولت راه به سوی بردگی است و لذا بازار تنها راه سازماندهی عقلایی اقتصاد است و عملکرد آن بستگی به قیمتهای آزاد دارد. اما فریدمن و هایک دانسته و تعمداً تاریخ را اشتباه خواندهاند. دوران کوتاه اقتدارگرایی شدید -هیتلر، موسیلینی، استالین- که در زمان نوشتن هایک و فریدمن، جهان داشت از آن بهبود مییافت، معلول دولتهایی نبود که نقش بیش از اندازه ایفا میکردند. بلکه این رژیمهای شر بر اثر واکنش افراطی نسبت به دولتهایی پدیدار آمدند که بهاندازۀ کافی اقدام نمیکردند؛ همانطور که اکنون نیز آنچه صحنه را برای حرکتهای اعتراضی مردم و نارضایتیهای پوپولیستی امثال دونالد ترامپ آماده کرده است، فنسالاری و جهانیسازی بنیادگرا و بازارپسند بوده است. بنیادگرایی بازار و سیاستهای نئولیبرالی زمینه را برای تعریف شایستهسالارانه از برندگان فراهم کرده و بازندگان را هم لایق وضعیت خود دانسته است.
هیچکس نمیخواهد تحقیر شود اما آموزۀ شایستهسالارانه، نمکی روی زخم است. این باور که سرنوشت شما در دستان خودتان است «اگر تلاش کنید به آنچه دوست دارید خواهید رسید» شمشیری دولبه است که یک لبهاش الهامبخش و لبۀ دیگرش مذموم است. این ایده، برندگان رانتی، ربوی و دلالان را تقدیر کرده و بازندگان مناسبات بازارگرای افراطی را خوار میکند. برای آنهایی که نمیتواند شغلی پیدا کند یا درآمدش کفاف زندگیاش را نمیدهد، فرار از این اندیشۀ مأیوسکننده که شکستشان تقصیر خودشان است، و استعداد و زمینۀ مناسب برای پیشرفت را ندارند، کاری دشوار خواهد بود. سیاست خوار شمردن جمعیت روزافزون فقرا، که هم از سوی رسانه و هم توسط صاحبان ثروت و قدرت به کمک برخی از نئوکلاسیکهای وطنی اجرا و ترویج داده میشود، بستری برای خشونت و آشوبهای شهری و اجتماعی بوده است که در نمونه دیماه 1404 و دهها نمونه قبلتر دیدهایم. تمهید دیگر در این خصوص مربوط به تأمین الزامات رفاهی فقرا است.
در پرسش از دلیل خشونتزایی برنامه تعدیل ساختاری و ریشههای اقتصادی اعتراضات دیماه 1404 که متعاقب شوکدرمانی در قیمت بنزین و نرخ ارز تشدید شد، بحث مقاله حاضر این است که اجرای برنامه تعدیل ساختاری و شوکدرمانی در 37 سال گذشته، بر روی متغیرهای اقتصادی سرنوشتساز همچون، اشتغال و بیکاری، تولید فناورانه، خدمات بخش عمومی، بخش مالی، و امثالهم تأثیرات بهشدت مخربی گذاشته و با تجمیع مسائل اقتصادی این حوزهها، به نارضایتی و خشونت شهری راه گشوده است. در طی این مدت، بالغ بر 80 اعتراض به نان به شکلهای مختلف داشتهایم و در حدود 10 مورد اعتراض شهری که به خیابانها کشیده شده است. لذا هم مسئله معیشت و اقتصاد مردم محل بحث است و هم مشروعیت حکومت در عرصه داخل و خارج. از این منظر، پرداختن به موضوع پیامدهای سوء برنامه تعدیل ساختاری باید در صدر فضای گفتوگوی جامعه و دانشگاه قرار گیرد تا بتوانیم گذار به شرایط مطلوب را با لحاظ منطق دولت طبیعی، تا حد توان بدون خشونت ممکن کنیم. با توجه به اینکه نسخههای تقلیدی و ترجمهای در قالب اقتصاد متعارف و برنامه حکمرانی خوب بانک جهانی، به دلایل پیشگفته خشونتزا هستند، باید در چارچوب نظریهها، مدلها و رویکردی که به مشاهده و لحاظ مسائل و مختصات بومی در شناخت از «چیست»، «کیست»، «چرا» و «چگونگی» امکان میدهد، مسائل حیات جمعی اقتصاد ایران را تشخیص و برطرف کنیم. در مقاله حاضر که در شرایط اعتراضات دیماه 1404 و با بررسی مختصر چرایی بروز آن و چگونگی برونرفت از وضع موجود نگاشته شده، بر این مهم تأکید شده است.
نویسنده این یادداشت آقای یاور احمدپور ترکمانی است. نسخه دیجیتال این گزارش در وبسایت مرکز پژوهشهای شورای اسلامی کلانشهر تبریز منتشر شده و از صفحه گزارشهای کارشناسی در دسترس قرار دارد.
نظرات (0)