تنظیم خبر:
محمدرضا عیوضی
سه شنبه، 28 مهر 1405، ساعت 09:27
|
0 نظر
|
12 بازدید
پیشنهاد تبدیل کارگاه استاد قابچی به «موزه زنده سفال استاد قابچی»
ضرورت صیانت از هنر سفالگری تبریز و آذربایجان و تبدیل خانه و کارگاه قابچی به «موزه زنده سفال استاد قابچی»
تبریز، شهری که در حافظه تاریخی خود هنرها و پیشههای دیرپایی را پرورانده، امروز با فرصتی مهم برای پاسداری از یکی از میراثهای کمترشناختهشدهاش روبهروست: سفالگری با خاک سفید و لعاب فیروزهای؛ هنری که خانواده قابچی طی نسلها چراغ آن را روشن نگه داشتهاند.
پشتوانه این هنر، تنها مهارت دستان سفالگران نیست؛ طبیعت آذربایجان نیز در شکلگیری آن سهمی اساسی دارد. منطقه زنوز در شهرستان مرند، با ذخایر خاک سفید و مواد کائولنی، از کانونهای شناختهشده سفالگری این منطقه بوده است. ترکیب این ظرفیت طبیعی با دانش بومی آمادهسازی گل، شکلدهی، لعابکاری و پخت، هنری را پدید آورده که ارزش آن فراتر از تولید یک ظرف کاربردی است؛ اینجا بخشی از هویت فرهنگی و دانش فنی بومی به محصولی ماندگار تبدیل میشود.
خانواده قابچی حلقه پیوند این میراث با تبریز معاصرند. استاد عباس قابچی و برادرش احمد، با انتقال تجربه سفالگری زنوز به تبریز و تأسیس کارگاه خود در محله سرخاب در سال ۱۳۲۷، سنت ساخت سفال با خاک سفید و لعاب فیروزهای را در این شهر تداوم بخشیدند. استاد عباس قابچی، که سالها به تولید و آموزش این هنر پرداخت، در سال ۱۳۸۸ درگذشت؛ اما مسیر او با فعالیت استاد بیوک قابچی، فرزندش، ادامه یافته است. اهمیت این کارگاه در آن است که تولید، مهارت و تجربه نسلهای گذشته هنوز امکان پیوند با زندگی امروز را دارند.
بااینحال، میراث ناملموس با نگهداری چند ظرف در ویترین حفظ نمیشود. اگر کارگاه از چرخه تولید خارج شود، بخشی از دانش عملی، تجربه استادکار و فرصت انتقال مهارت به نسل جوان نیز در معرض فراموشی قرار میگیرد. ازاینرو، حفاظت از این هنر باید همزمان سه هدف را دنبال کند: صیانت از مکان تاریخی، تداوم تولید و آموزش هنرجویان.
پیشنهاد مشخص به شهردار محترم تبریز آن است که با همکاری ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان شرقی، موضوع خرید خانه و کارگاه استاد قابچی، پس از بررسی کارشناسی و توافق با مالکان، در دستور کار قرار گیرد و این مجموعه به «موزه زنده سفال تبریز» تبدیل شود؛ مکانی که در آن، بازدیدکنندگان نهفقط آثار تاریخی، بلکه مراحل واقعی ساخت سفال را ببینند، هنرجویان در کنار استادکاران آموزش بیاموزند و محصولات هنرمندان عرضه شوند.
این اقدام میتواند الگویی برای پیوند حفاظت میراث، گردشگری فرهنگی، آموزش مهارت و حمایت از اقتصاد صنایعدستی باشد. تبریز پیشتر نیز با راهاندازی خانه سفال در خانه تاریخی صرافلار، تجربهای ارزشمند در معرفی این هنر داشته است؛ اکنون میتوان با حفظ کارگاه قابچی، حلقه مکمل این تجربه را شکل داد.
خرید و احیای این مجموعه، صرفاً تملک یک ملک نیست؛ سرمایهگذاری فرهنگی برای پاسداری از هنری است که خاک زنوز، دستان قابچی و هویت تبریز را به یکدیگر پیوند میدهد. شاید بهترین زمان برای ثبت این میراث در حافظه نسلهای آینده، همین امروز باشد؛ پیش از آنکه آخرین نشانههای یک سنت زنده، تنها در عکسها و روایتها باقی بمانند.
نظرات (0)